بیدارباش پلتفرم آموزش آنلاین

بیدارباش پلتفرم آموزش آنلاین

مطالعات آموزشی هنرهای تجسمی،عکاسی وهنرهای نمایشی...- در حالت پایلوت(آزمایشی)
بیدارباش پلتفرم آموزش آنلاین

بیدارباش پلتفرم آموزش آنلاین

مطالعات آموزشی هنرهای تجسمی،عکاسی وهنرهای نمایشی...- در حالت پایلوت(آزمایشی)

مدرک‌هایی که دیگر کارکرد ندارند تنها 10 درصد دانشجویان علاقه واقعی به درس دارند


                   افزایش ظرفیت دانشگاه، بیکاری را در جامعه تشدید می‌کند: مدرک‌هایی که دیگر کارکرد ندارند


                    امروزه دیگر از دیدن فردی که با داشتن مدرک کارشناسی عکاسی به عنوان سرآشپز یکی از دانشگاه‌های سراسری در پایتخت مشغول به کار است، فارغ‌التحصیل رشته فلسفه‌ای که در حال حاضر نیاز مالی خانواده‌اش را از طریق سرکارگری بر سر یک ساختمان در حال ساخت تامین می‌کند، دانشجوی ترم آخر حسابداری که به جای فعالیت در سمت پیش‌بینی شده‌اش به عنوان مستخدم در یک خانه سرگرم به کار است و مواردی از این قبیل تعجب نمی‌کنیم زیرا ..

               امروزه در هر خانواده ای حدالاقل دو دانشجو را پیدا می کنی که نه برای کسب دانش بلکه به خاطر انگیزه هایی مانند سرگرم شدن، یافتن موقعیت ازدواج، پیشرفت در طبقه اجتماعی، یافتن موقعیت شغلی مناسب و .... به دانشگاه می‌روند و بعد از گذراندن 99 درصد واحدهای تئوری و یک درصد واحد عملی از دانشگاه فارغ التحصیل می شوند اما هنوز مرکب مدرکشان خشک نشده متوجه می شوند که دنبال هر کاری می توانند بروند بجز موقعیت شغلی متناسب با رشته و تخصص خود. از سوی دیگر آموختن دهها واحد تئوری در عمل نه تنها کمکی به آنها نمی کند بلکه شانس ورود به بازار را برایشان هروز کم و کمتر می‌کند.

بختیاری فارغ التحصیل مقطع کارشناسی رشته پژوهشگری اجتماعی از یکی از دانشگاه‌های سراسری تهران است، وی در این رابطه به برنا می‌گوید: در دانشگاه نه تنها به افزایش محفوظات ذهنی ام کمکی نشد بلکه باعث پسرفتم نیز شد.

         وی بیان می کند: قبل از دانشجویی مطالعات منظمی داشتم که در زمان دانشجویی به دلیل نامنظم بودن ساعت برگزاری کلاس ها، نبود برنامه ریزی مناسب درسی از سوی دانشگاه و دلزدگی از حضور کسل کننده در کلاس همچنین شرکت در برنامه های تفریحی دانشجویی که چنگی هم به دا نمی زد فقط شب های امتحان به سراغ جزوه ها و کتاب های درسی می رفتم.

               بختیاری ذکر می کند: بعد از فارغ التحصیلی چند ماهی دنبال کار گشتم اما در زمینه رشته ام کاری پیدا نکردم هر جا که می رفتم از من تخصص می خواستند که من نداشتم و در حال حاضر با داشتن مدرک کارشناسی به ناچار در یک شرکت منشی گری می کنم.

           وی ادامه می دهد: مدتی قبل می خواستم که برای سازمانی کار پژوهشی انجام دهم که مسوول پژوهش سازمان بعد از چند باری که مرا سردواند خیلی رک بهم گفت، تو با چه رویی با این سن کم می خوای کار پژوهشی کنی در حالی که هنوز مهر مدرکت خشک نشده است.

        قانون برابری فرصت های شغلی در اکثر کشورهای توسعه یافته تضمین کننده فعالیت افراد جامعه به خصوص فارغ التحصیلان دانشگاهی جدا از سن، جنسیت، مذهب، نژاد، قومیت، زبان، یا معلولیت‌ جسمی یا ذهنی است این در حالی است که در ایران ناهماهنگی میان پذیرش دانشجو و افزایش ظرفیت دانشگاه‌ها با ایجاد فرصت اشتغال در بازار به سادگی قابل رویت است.

          افزایش ظرفیت دانشگاه، بیکاری را در جامعه تشدید می کند

            مدرک گرایی مشکلات زیادی برای جامعه امروز ما بوجود آوره است که یکی از آن ها خروج افراد غیر متخصص از دانشگاه ها است که به جای اینکه جذب بازار کار شوند با مدرک لیسانس و فوق لیسانس خانه نشین می شوند آن هم فقط به این دلیل که تخصصی ندارند تا با پشتوانه آن وارد بازار کار شوند شاید این مطلب از مهمترین ضعف‌ها در نظام آموزشی کشور است که تنها آموخته های تئوری را به دانشجویان به ضرب امتحان پایان ترم می آموزد.

             این در حالی است که نظام آموزشی کشور در تمام مقاطع تحصیلی بدون توجه به افزایش ضریب توانایی های مهارتی و تخصصی کاربردی افراد متاسفانه برای جواب گویی سطحی به افرادی که رویای ورود به دانشگاه را در سر می پرورانند تنها با افزایش ظرفیت پذیرش هر ساله آمار قبولی ها را افزایش می دهد. شاید امروزه افزایش تحصیلات در کشور به شکل کاذب در قالب تاسیس مراکز آموزشی مختلف بجای پاسخگویی به ایجاد تناسب میان بازار کار و مهارت توانسته پایه تحصیلی بیکاران را ارتقاء دهد. از سوی دیگر هر چه ظرفیت پذیرش دانشگاه ها را افزایش یابد به همان میزان آمار بیکاران یا کسانی که مجبورند مدرک تحصیلی شان را نادیده بگیرند و در مشاغلی پایین تر مشغول به کار شوند نیز بیشتر می‌شود. تا به حال چند بار با آرایش گری با مدرک مهندسی، خدمت کار سالن عروسی با مدرک روانشناسی و منشی مدیر عامل با مدرک فوق لیسانس زبان و ادبیات برخورد کرده اید که برای فرار از بیکاری و بدتر از آن سرزنش های خانواده مشغول به فعالیت در چنین مشاغلی هستند؟

            اگرچه منشی گری، آرایش گری و خدمت کاری برای کسانی که سال ها برای کسب علم تلاش کرده و به قول معروف دود چراغ خورده اند اصلا مناسب نیست اما نیاز مادی و روحی به کار و فعالیت شاید مهمترین انگیزه برای تن دادن به چنین وضعیتی باشد که نشان از ضعف ساختار علمی نظام آموزشی کشور دارد که تنها پسوند لیسانس و فوق لیسانس به القاب افراد اضافه می کند.

          افزایش حضور افراد بیکار یا جذب شده گان به شغل های کاذب در میان فارغ التحصیلان دانشگاهی در حالی صورت می گیرد که علی عباسپور تهرانی فرد رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی همچنان اصرار به افزایش ظرفیت رشته های دانشگاهی دارد.

             وی افزایش تعداد دانشجو را هزینه اضافی برای دانشگاه نمی داند و اعتقاد دارد در صورتی که ظرفیت دانشگاه ها افزایش پیدا نکند علاوه بر سرکوب کردن استعداد و خواسته متقاضیان باعث ایجاد ضربه اقتصادی به کشور می شود. در این فضا تدبیر دو به دو در افزایش شانس قبولی در کنکور از نظر معاون آموزشی وزارت علوم که در طی آن از هر دونفر یک نفر وارد دانشگاه می شود مدبرانه است، اما آیا آینده کاری این افراد را نیز تضمین می کند.

حسن خالقی معاون آموزشی وزارت علوم با بیان ظرفیت دانشجو در سال گذشته می گوید: ظرفیت پذیرش دانشجو برای دانشگاههای دولتی وابسته به وزارت بهداشت، شبانه، پیام نور، غیردولتی و غیرانتفاعی در سال گذشته در مجموع حدود 220 هزار نفر، ظرفیت کل پذیرش در دانشگاه جامع علمی کاربردی و آموزشکده های فنی و حرفه ای در مجموع 150 هزار نفر و در کل ظرفیت پذیرش دانشجو در دانشگاههای زیر مجموعه وزارت علوم 370 هزار نفر بود که با احتساب پذیرش در دانشگاه آزاد دوره های کاردانی پیوسته و کارشناسی، این رقم به 650 هزار نفر می رسید.

وی ادامه می دهد: در آزمون سراسری سال جاری حدود 300 هزار نفر در دانشگاههای وابسته به وزارت علوم و حدود 200 هزار نفر از طریق دانشگاه جامع علمی کاربردی و آموزشکده های فنی حرفه ای پذیرش می شوند که در مجموع پذیرش دانشجو در دانشگاههای وابسته به وزارت علوم به نزدیک 500 هزار نفر می رسد.

             افزایش 30 درصدی پذیرش دانشجو در سال جاری، پیوستن حدود 400 هزار نفر دانشجو بدون کنکور در دانشگاه آزاد جامعه را هر چه بیشتر با معضل فارغ التحصیلان بیکار یا جذب شدگان به شغل های کاذب مواجه می کند.

            تنها 10 درصد دانشجویان علاقه واقعی به درس دارند

ناصر قاسم زاده روانشناس با اشاره به اینکه افرادی که بدنبال تحصیلات عالیه هستند سهم بیشتری را از بازار کار می خواهند به برنا می گوید:‌ معمولا دانشجویان برای کسب موقعیت شغلی مناسب تر به دنبال تحصیلات دانشگاهی می روند.

وی ادامه می دهد: فقط 10 درصد از دانشجویان هدف اصلی شان کسب مدارج بالای علمی است و 90 درصد از این جمعیت در همان مدرک لیسانس متوقف شده و انتظار جذب در بازار کار دارند.

            قاسم زاده بیان می کند: براساس سازمان جهانی بهداشت هر فردی حق دارد که در موقعیت مناسب شغلی فعالیت کند.

            به گفته این روانشناس با رشد دانشگاه های دولتی، آزاد، پیام نور و جامع علمی-کاربردی نیاز افراد به طور موقت جواب داده شد اما متاسفانه به فکر اتفاق های بعدی آن نبودیم.

           قاسم زاده می گوید:‌ برنامه ریزان باید با محاسبه نرخ بیکاری? ظرفیت های دانشگاه ها را تعیین کنند.

وی با اشاره به ورود 60 درصد زنان به دانشگاه ادامه می دهد: 80 تا 90 درصد زنان بعد از فارغ التحصیلی به دنبال اشتغال نیستند.

        وی معتقد است در صورتی که همه فارغ التحصیلان دانشگاهی تمایل به حضور در بازار کار داشته باشند با فاجعه نیروی انسانی روبرو خواهیم بود که به دنبال مطالباتشان هستند.

          وی با بیان اینکه زنان در کار ادعای کمتری دارند، بیان می کند: مردها به این دلیل که نان آور اصلی خانواده هستند برای کسب پایگاه اقتصادی بالاتر اشتغال را ترجیح می دهند.

          قاسم زاده ذکر می کند: توجه به ظرفیت های موجود اشتغال و ظرفیت دانشجو دو مقدمه اصلی در برنامه ریزی ها است و آیا بازار کار ظرفیت جذب دو هزار فارغ التحصیل رشته جغرافیا یا تاریخ را دارد.

وی می گوید: آموزش عالی باید یک دهم از جذب نیروی انسانی خود را کاهش دهد.

            این روانشناس با توجه به صحبت های مسوولان وزارت علوم که اعلام کردند که تا دو سال آینده همه بر روی صندلی های دانشگاهی قرار می گیرند، ادامه می دهد:‌ مسوولان و برنامه ریزان بازار کار باید به طور رسمی اعلام کنند که ظرفیت پذیرش این همه فارغ التحصیل دانشگاهی را ندارند که دانشجویان از همان اول تکلیف خود را بدانند.

       وی می‌گوید: امروزه بسیاری از افراد فقط اسم دانشجویی را یدک می کشند و درصد کمی از آن ها اهل تحقیق و مطالعه هستند.

         قاسم زاده می افزاید: براساس آمارهای انجام شده بسیاری از ازدواج ها تحصیلات زن بالاتر از مرد است.

این روانشناس ادامه می دهد:‌ سطح سواد بسیاری از فارغ التحصیلان کارشناسی با یک دیپلمه هیچ فرقی ندارد و بسیاری از آن ها یک کلمه زبان انگلیسی نمی دانند البته آموزش عالی و آموزش و پرورش در انتقال و پرورش استعدادهای افراد درست عمل نمی کند.

         از نظر وی افرادی که جذب بازار کار نمی شوند در هویت یابی، امید به زندگی و ارزش گذاری شخصیتی دچار مشکل می شوند ضمن اینکه ضربات جبران ناپذیری به شخصیت اجتماعی فرد وارد می شود.

             به این ترتیب دیگر از دیدن فردی که با داشتن مدرک کارشناسی عکاسی به عنوان سرآشپز یکی از دانشگاه های سراسری در پایتخت مشغول به کار است، فارغ التحصیل رشته فلسفه ای که در حال حاضر نیاز مالی خانواده اش را از طریق سرکارگری بر سر یک ساختمان در حال ساخت تامین می‌کند، دانشجوی ترم آخر حسابداری که به جای کار در مقام تعریف شده اش به عنوان مستخدم در یک خانه سرگرم به کار است و مواردی از این قبیل تعجب نخواهیم کرد.

****************************

            این اتقاق در حالی روز به روز در جامعه پررنگتر و پررنگتر می‌شود که در بعضی از کشورهای توسعه یافته و در حال پیشرفت فرد را با توجه به استعداد و توانایی اش به شغلی هدایت می کنند و فرد از همان ابتدا می داند که در آینده چه می شود اما متاسفانه این موضوع در میان فارغ التحصیلان ما برعکس است و فرد بعد از اتمام درسش کاسه چه کنم به دست می‌گیرد.

mail : drghanemifard@yahoo.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 15:52  توسط ایرج جوادی  |  آرشیو نظرات

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد