آغاز عکاسى در ایران به دوران قاجار و سلطنت ناصرالدینشاه باز مىگردد. از عکسهاى موجود از این دوران مىتوان به راه و رسم زندگى سنتى آن زمان پى برد و تصاویرى که از ابنیه و عمارات آن دوران بهجا مانده براى مطالعات تاریخى قرن نوزدهم ایران ارزشى مستند دارد و در ضمن اطلاعاتى از نظام حکومتى دولت قاچار و سلسله مراتب آن براى ما به تصویر مىکشد.
در دوران قاجار پادشاهان یکى بعد از دیگرى تلاش کردهاند که از طریق توسعهٔ مبادلات فرهنگى و اقتصادى با غرب، کشور را از حالت انزوا بیرون آوردند.
عکاسان ایران در آن روزگار از سه گروع عمده تشکیل مىشدند: یک گروه عکاسانى بودند که کار تحقیق دربارهٔ تفاوتهاى فرهنگى و طبیعى اقوام مختلف را برعهده داشتند و به مؤسسات کاوشهاى علمى و جغرافیایى اروپا تعلق داشتند. گروه دوم عکاسان بومى بودند که کشفیات جدید فنى را براى سرگرمى و بدون هدف مشخصى تجربه مىکردند و سومین گروه عکاسان حرفهاى بودند که از راه فروش عکس کسب درآمد مىکردند.
اولین دستاندرکاران عکاسى در ایران، اروپائیانى از فرانسه، اتریش و ایتالیا بودند که در مدرسهٔ دارالفنون تهران تدریس مىکردند. مدرسهٔ فنى و حرفهاى دارالفنون براى تربیت افسران، مهندسان غیرنظامى و نظامی، پزشکان و مترجمان توسط امیرکبیر تأسیس شد. ده سال بعد در سال ۱۸۶۰ م عکاسى نیز در برنامههاى دارالفنون افزوده شد.
احتمالاً اولین شخص خارجى که در ایران عکس را چاپ کرد، ژول ریشار فرانسوى بود که در حدود سالهاى ۱۸۴۶-۱۸۴۴ م به ایران آمد و دارالفنون به تدریس زبان فرانسه پرداخت. اولین مجموعه عکس از آثار تاریخى ایران توسط لوئیجى پِشِه (Luigi Pesce) سرهنگى از اهالى ناپل در مهاجرت به ایران تهیه شد. نسخهٔ دومى از این مجموعه در همان سال تهیه و براى ویلیام اول، پادشاه پروس فرستاده شد. مجموعهٔ اول احتمالاً در یک مجموعهٔ شخصى در رم بعدها یافت شده است. آلبوم دیگرى نیز که به موزهٔ متروپولیتن نیویورک اهدا شده و شامل ۷۵ قطعه عکس است، احتمالاً همان آلبومى است که براى پادشاه پروس ارسال شده بود. این آلبوم در اصل متعلق به اردشیر میرزا، نوهٔ فتحعلىشاه بود. اهداکنندهٔ این آلبوم معتقد است که پِشِه یکى از چند عکاسى است که آثارشان در آن مجموعه گرد آمده است.آلبوم متروپولیتن شامل موضوعات متعددى است.
سه پرتره از ناصرالدینشاه در جوانى و یک عکس گروهى در این مجموعه وجود دارد. بیشتر تصاویر این آلبوم نشاندهندهٔ معمارى آن روزگار است.

از جمله کاخهاى تشریفاتی، مساجد و تکایا، دروازههاى شهری، عمارات دولتى و مسکونی، بقعهها، مقابر و پلها و اماکن تاریخى را مىتوان نام برد و نیز تصاویرى از نمایشهاى دربارى و مناسبتهاى مهم دولتى که نشانگر جلال و شکوه دربار قاجار است. این آلبوم همچنین شامل دو تصویر از دو تابلوى نقاشى است: یکى پرترهاى از فتحعلىشاه و دیگرى یک سان نظامى است.
در اواسط سلطنت ناصرالدینشاه (۱۲۹۰-۱۳۰۰ هجرى قمری)، پس از سفر دوم شاه به فرنگ، بعضى همراهان شاه مختصر اطلاعاتى راجع به عکاسى بدست آوردند.
در بدو پیدایش عکاسی، محدودیتهاى فنى عکسبردارى موجب مىشد تا عکسبردارى از ابنیه و عمارات رونق پیدا کند. در میان عکسهاى موجود در آلبوم ایتالیایى با امضاى پِشِه دو منظره از دروازههاى شهر، کاخ گلستان و نیز آثارى از ویرانههاى تختجمشید و نقش رستم و طاق بستان با حال و هوایى شاعرانه وجود دارد. قدیمىترین عکسهاى این آلبوم بین سالهاى ۱۸۵۲تا ۱۸۵۵ گرفته شدهاند.
مجموعه عکس دیگرى که گویاى وضعیت زندگى در دوران قاجار است، متعلق به لوئیجى مونتابونه، عکاس مشهور تورنیو است. این مجموعه شصت و دو قطعه عکس است که در سه آلبوم و در بخشهاى متفاوت گردآورى شده است. مونتابونه همراه یک هیئت سیاسى به ایران آمده بود. ناصرالدینشاه بارها به وى لقب عکسباشى داد. عکسهاى او از مکانهاى تاریخى ایران در نمایشگاه جهانى هاریس (۱۸۶۷ م) به نمایش درآمد و نشان افتخار دریافت کرد.


عکسهاى وى سند تاریخى بىنظیرى است که گویاى وضعیت زندگى مردم و درباریان است. گرچه در این عکسها زنان وجود ندارند، اما مردان طبقات مختلف اجتماع حضور مشخص دارند و سلسله مراتب اجتماعى آنها با چگونگى قرار گرفتن در تصویر کاملاً نشان داده شده است.
اولین عکاس ایرانى را ناصرالدینشاه مىدانند؛ البته با توجه به قدیمىترین عکسهاى موجود در آلبوم ایشان به احتمال زیاد مىتوان نتیجه گرفت که در آن زمان درباریان خود عکاسان چیرهدستى بودهاند؛ براى نمونه آقارضا از پیشخدمتان مخصوص شاه که عکاسى را در دارالفنون فرا گرفته بود، به مقام نخستین عکاسباشى منصوب شده بود.
تمایل واقعى شاه به ترویج عکاسى در ایران کاملاً بدیهى است. در آن دوران تعدادى از محصلان مستعد دارالفنون براى کسب مهارتهاى فنى و اطلاعات هنرى به اروپا اعزام شدند، دوربینهاى عکاسى تنها در دسترس درباریان خاص که آشنا به فن عکاسى بودند و بیشتر آنها لقب عکاسباشى داشتند قرار مىگرفت.
آنچه از یادداشتهاى شخصى ناصرالدینشاه بدست آمده نشانگر آن است که وى با روشهاى علمى و فنى عکاسى و طرز کار دوربینهاى مختلف آشنا بوده است و اغلب از دوربینهاى بزرگ با سه پایه استفاده مىکرده است. قدیمىترین عکسهاى ناصرالدینشاه عبارتست از پرترهاى که از خودش گرفته و پرترهاى تمام رخ از مادرش.


از عکاسان دربار بهجز آقا رضا مىتوان از عبدالله میرزا قاجار نام برد. وى از دانشآموختگان دارالفنون بود و عکاسى را در فرانسه فرا گرفت. وى در آموزش عکاسى حرفهاى در ایران نقش مؤثرى برعهده داشت.
از اوایل سلطنت مظفرالدینشاه در ۱۳۱۴ قمرى عبداله میرزا در بالاخانههاى دارالفنون عکاسخانه دایر کرد و فن عکاسى را متداول کرد. بسیارى از عکاسهاى بعدى از شاگردان وى بودهاند. این عکاسخانه تا اوایل مشروطیت دایر بود و عکاس دیگرى کارهاى عکاسى دربارى را انجام مىداد، بنام میرزا ابراهیمخان عکاسباشى که از خدمتگزاران دربار مظفرالدینشاه بوده است. معروف است که مظفرالدینشاه سخت شیفتهٔ عکاسى بود و خود عکاس آماتور بوده است.
در همان دورانى که ایرانیان سرگرم آموختن عکاسى بودند، خارجیان مقیم ایران و سیاحان، مشغول عکاسى از فضاى شگفتانگیز پیرامونشان بودند.
برجستهترین و پرکارترین عکاس حرفهاى ایران در پایان قرن نوزدهم، آنتوان سوریوگین بود که سراسر ایران را زیر پا نهاد و از مردم، مناظر، معمارى و اشیاء عکسهاى زیادى گرفت. عکسهاى وى در سفرنامهها و داستانها فراوان مورد استفاده قرار مىگرفت بىآنکه نامى از وى برده شود. سوریوگین محیط خود را با دید همه جانبهاى تصویر مىکرد. کارگاه وى درخیابان دولت در تهران قرار داشت و عکسهایش در نمایشگاه بروکسل در ۱۸۹۷ به کسب مدال طلا نایل شد. سوریوگین به کیفیت نور و تغییرات آن توجه خاص داشت و پیداست که اغلب عکسهایش را در اواسط روز مىگرفته است. وى اغلب فرد یا گروهى را در زمینهٔ عکسهایش قرار مىداد تا ضمن نشان دادن تاریخى بودن موضوع، مقیاس را نیز ببینند، القاء نماید.
یکى از تکنیسینهاى عکاسخانه عبداله میرزا بنام ایوانوف که براى خود اسم ایرانى روسىخان را انتخاب کرده بود، پس از سفر به روسیه، با یکى از شرکتهاى لوازم عکاسى براى تهیه شیشه، کاغذ و مقواى عکاسى قراردادى منعقد نمود و در خیابان علاءالدوله عکاسخانهآى دایر نمود. عکسهاى او همه مارک روسىخان دارند. در انقلاب مشروطه و چند سال بعد، این عکاسخانه مرکز آزادیخواهان و اغلب عکسهاى آن مربوط به بزرگان مشروطه و مهاجرت و غیره بوده است. این عکاسخانه تا سال ۱۲۹۹ هجرى شمسى دایر بوده است. روسىخان با محمدعلیشاه به اروپا رفت و کارهاى عکاسخانه توسط مهدى مصورالملک ادامه یافت و سپس تعطیل شد.
از شاگردان عبداله میرزا دو نفر دیگر بنام ماشااله خان و خادم در اوایل سال ۱۳۰۰ شمسی، عکاسخانههاى دیگرى برپا کردند که هر دو در خیابان ناصریه بود، که عکسهاى ارزانترى مىانداختند.
با آغاز مشروطیت مردم تمایل داشتند چهرهٔ رهبران خود را مشاهده نمایند و رواج اینگونه عکسها مصداق این تمایل است. بهتدریج ثبت چهرههاى معروف گسترش یافت. و با ایجاد تحولات مختلف، عکس از انحصار دربار خارج شد و موضوعات اجتماعى و واقعى موضوع عکاسى قرار گرفت.
مبناى کار نخستین عکاسان اروپایى توجه به فرم و اصول زیباشناختى بود اما عکاسان ایرانی، اروپائیان را سرمشق خود قرار مىدادند. آنچه از روى آثار و نوشتههاى دوران قاجار بهدست آمده نشان مىدهد که ایران در اواخر قرن نوزدهم در حال دگرگونى بوده است و جامعهٔ سنتى ایران در تلاش براى انطباق خود با علوم و فنون و اندیشههاى غرب به سر مىبرده است.
با آغاز مشروطیت زمینه براى عکاسى مطبوعاتى فراهم شد. از ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۲ هـ . ش مطبوعات فعالیت وسیعترى یافتند و کاربرد عکس بیشتر شد و تحولات اساسى در عکسها ظاهر شد. عکسهاى این دوران بسیار برجسته و متفاوت است. با کودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هـ . ش مطبوعات مجدداً دچار رکود و رخوت شد و عکاسى در حاشیه قرار گرفت. عکسهاى دههٔ ۳۰ و ۴۰ بیشتر جنبهٔ تبلیغاتى و رسمى داشتند. در اواخر دههٔ ۴۰ بهدلیل ظهور و گسترش گرایشات هنرى و پیچیده شدن مبارزات سیاسی، بهتدریج فضاى جدیدى بوجود آمد که عکاسى را نیز متأثر ساخت.
بعد از این دوران با پیشرفت تجهیزات عکاسى و گسترش فعالیت مطبوعات، عکس به عنصرى مهم و تأثیرگذار بدل گشت.