بیدارباش پلتفرم آموزش آنلاین

بیدارباش پلتفرم آموزش آنلاین

مطالعات آموزشی هنرهای تجسمی،عکاسی وهنرهای نمایشی...- در حالت پایلوت(آزمایشی)
بیدارباش پلتفرم آموزش آنلاین

بیدارباش پلتفرم آموزش آنلاین

مطالعات آموزشی هنرهای تجسمی،عکاسی وهنرهای نمایشی...- در حالت پایلوت(آزمایشی)

درسهایی از اسکورسیزی: روانشناس فیلسوف سینما


درسهایی از اسکورسیزی: روانشناس فیلسوف سینما

«فیلمها روی ما اثر می‌گذارند. بینایی ما را تحریک می‌کنند و دید ما را نسبت به مسائل مختلف تغییر می‌دهند. ما را به دنیاهای دیگر می‌برند. درها وذهنها را می‌گشایند. آنها خاطرات دوران زندگی ما هستند و ما نیازمند زنده نگهداشتن فیلمها هستیم». مارتین اسکورسیزی
گاوخشمگین، آخرین وسوسه‌ی مسیح، رفقای خوب، دارودسته نیویورکی، هوانورد، جزیره شاتر، هوگو  و شاهکارهای دیگر پرده‌های نقره‌ای، که همگی ساخته و پرداخته پیرمرد موسپید همه‌فن حریف سینما هستند. اسکورسیزی 71 ساله؛ که امروز به‌عنوان بهترین کارگردان زنده و معاصر دنیا پس از جنگ جهانی دوم شناخته می‌شود، کارگردان، فیلم نامه نویس، تهیه کننده، بازیگر، تاریخ‌دان، و همچنین آشنا به مباحث روانشناسی و فلسفی است. کارگردانی شهیر با اصالت ایتالیایی که عنوان‌دار جملگی جوایز معتبر جهانی در عرصه سینما است. مردی که پس از نیم قرن همچنان نامی پرآوازه و مطرح دارد و اکران هر فیلم جدیدی از او اتفاقی قابل توجه در سینما به شمار می‌رود. شهرت اسکورسیزی تا بدان‌جاست که برخی سینما را مترادف با او می‌دانند. حال آنکه او در جوانی قصد داشت کشیش شود، اما به یکباره هوای سینما به سرش زد و مدرسه مسیحی را ترک و به دانشگاه فیلم سازی رفت. فیلمهای او با محتوایی اجتماعی، خشونت امریکایی را به تصویر می‌کشند. از این حیث می‌توان سینمای اسکورسیزی را یک سینمای روانشناسانه دانست. 5 سال بعد از آنکه اسکورسیزی فیلم تحسین شده‌ی راننده تاکسی را با بازی رابرت دنیرو و جودی فاستر ساخت و جهان سینما را تکان داد، وقوع سلسه اتفاقاتی، قدرت فیلم سازی اسکورسیزی و تسلط او بر مهندسی ذهن مخاطبان را به رخ جهانیان کشید. 5 سال پس از ساخت این فیلم، جان هینکلی دلیل اقدام خود برای ترور رئیس جمهور وقت امریکا را به تأثیرگیری عمیقش از شخصیت جودی فاستر در فیلم راننده تاکسی نسبت داد. سالها بعد یکی از شاهکارهای دیگر روانشناسانه این کارگردان در فیلم جزیره شاتر رقم خورد. این فیلم یکی از ده فیلم برتر روانشناسانه تاریخ لقب گرفته است. فیلمی که اسکورسیزی آن را سخت‌ترین فیلم دوران کاری‌اش می‌داند. این فیلم با دورنمایه‌ای روانشناسانه، به ضمیر ناخودآگاه و باوراندن موضوعی به آن طی مجموعه اتفاقاتی می‌پردازد.
 به هر ترتیب او پس از 71 سال همچنان بر اوج قله‌هاست. فیلمسازی که خلاقیت با کار او عجین است. پس از ساخت بیش از 22 فیلم، 5 آگهی تبلیغاتی، 13 مستند، تعداد پرشماری نماهنگ،  کار با 25 استودیو؛ و پس از افسردگی و بیماری و نیز شکستهای پی در پی اسکورسیزی در گیشه؛ حالا او به شخصیتی در سینما دست یافته که آرزویی محال برای بسیاری است: مردی که هرگز کسل کننده نیست. خود در مصاحبه‌ای گفته است: "من خوبم. گرچه خسته خسته هستم اما آن را به فال نیک می‌گیرم. هنوز کارهای زیادی بر زمین مانده که انجامشان نداده‌ام." و او همچنان بر خلاف دیگر نوابغ خلاق، فرسوده نشده است. اما چه رازی در شکوفایی اسکورسیزی نهفته است؟ در ادامه می‌خوانیم:


فرمول اسکورسیزی
•    به گذشته احترام بگذار و آینده را بساز
هیچ کس نمی‌تواند مثل اسکورسیزی در خصوص فیلمها صحبت کند. او از هر دری سخن می‌گوید. خواه محور صحبت او جان کازاوت باشد که حکم مرشد او را داشته، یا خواه استیون اسپیلبرگ یا کوروساوا، کارگردان اسطوره‌ای مورد علاقه‌ی او و یا حتی جرج ملیس، کارگردان فیلمهای صامت که سالها از زمان درخشش او در سینما می‌گذرد و حالا به تاریخ پیوسته است. اما احترام اسکورسیزی به گذشته موجب می‌شود که او اساس و درونمایه اصلی یکی از فیلمهای متفاوت خود، یعنی هوگو را بر مبنای نوآوریهای این کارگردان قدیمی سینما بگذارد. دانته فرتی، که در بسیاری از فیلمهای مطرح اسکورسیزی به‌عنوان طراح تولید فعالیت داشته در خصوص احترام اسکورسیزی به مرور گذشته برای ترسیم آینده‌ای روشن در سینما می‌گوید: "زمانی که ما ساخت یک فیلم را آغاز می‌کنیم، من نمایشنامه را می‌خوانم و بعد مارتین تعدادی فیلم نشانم می‌دهد. تعداد زیادی فیلم با منابع و ارجاعات پرتعداد که از من می‌خواهد آنها را دنبال کرده و برای فیلم خود از آنها الهام بگیریم. او تمام این فیلمها را مو به مو در ذهن خود دارد و گویی که سکانس به سکانسشان را از بر است. به گونه‌ای که با یک صحنه متواند کل مضمون یک فیلم چند ساعته را به تصویر بکشد."
البته ممکن است گاه آنچنان گذشته را دو دستی بگیریم که نتوانیم آینده را در آغوش بگیریم و اسکورسیزی به خوبی به این موضوع واقف است. او کارگردانی نو اندیش است که به خوبی نقاط قوت و ضعف سینمای گذشته را به نفع خود بهره‌برداری می کند. او آینده ای را می‌سازد که گذشته جلویش زانو بزند.


•    به همراهان خود اعتماد داشته باش.
فرتی، یکی از مشاوران و همراهان مورد اعتماد اسکورسیزی از گذشته تا به امروز است. او همچنین تعداد دیگری از افراد حرفه‌ای را در جمع همراهان خود دارد که به منزله‌ی یک خانواده کاری محسوب می‌شوند و در بسیاری از پروژه‌ها با یکدیگر همکاری داشته اند. اعضای خانواده کاری اسکورسیزی هرچند ویژگیهای اخلاقی و نگرشهای متفاوت دارند، اما همگی آنها در راستای یک قطب نمای مشخص و در راستای موفقیت تیم خود حرکت می‌کنند. خانواده کاری همواره در پی آن است که افراد از همدیگر شمیم سلامت، همکاری، و موفقیت را دریافت کنند.
به علاوه اسکورسیزی علاقمند است که با همان بازیگرانی کار کند که قبلا تجربه خوبی از همکای با ایشان داشته است و به طور طبیعی روابطی دوستانه و بسیار صمیمی با این بازیگران دارد. از جمله این هنرمندان می‌توان به رابرت دنیرو، هاروی کیتل و لئوناردو دیکاپریو اشاره کرد که در چندین فیلم اسکورسیزی هنرنمایی کرده و شایستگی خود را اثبات کرده‌اند.
به قول شون میکر، تدوین‌گر نامدار سینما و البته همراه همیشگی مارتین اسکورسیزی «هر هنرمند قابلی نیازمند پشتیبانی بسیار است. ما یک گروه هستیم که کاملا متعهد به استانداردها و چشم اندازهای بلند اوییم و می‌دانیم که اسکورسیزی در پی چیست.» در واقع چرخ خلاقیت کارگردانانی مثل اسکورسیزی بر اساس نیروی تعامل و همکاری می‌گردد و بسیاری از توفیقات اسکورسیزی و شاهکارهای او نتیجه‌ی پیشنهادات و ایده‌های نزدیکان و همراهان حرفه‌‌ای ایشان است. بطور مثال اسکورسیزی در ابتدا اصرار داشت که فیلم تحسین شده ی دارودسته نیویورکی را در همان نیویورک بسازد. اما بالاخره با پافشاری و راهنمایی یکی از همکاران دانای او، این فیلم در یکی از دهکده‌های سینمایی ایتالیا فیلم برداری شد. چراکه نیویوک در آن زمان هیچ شباهتی به نیویورک دهه 1860 نداشت. این ایده با اقبال اسکورسیزی مواجه شد و البته نتایج بهتری را موجب گشت. مغزهای بزرگ درخصوص ایده ها بحث می کنند، مغزهای متوسط در مورد حوادث صحبت می کنند، و اما مغزهای کوچک در باره مردم گفتگو می کنند. این شعار اسکورسیزی و دلیلی است که او به خرد جمعی احترام میگذارد.
اسکورسیزی به مدیران یاد می‌دهد که باید منافع خود را هم‎راستای کسانی قرار دهند که اعتماد آن‎ها را می‎خواهند. رهبران مسلط به مهندسی اعتماد سعی می‎کنند با همسو ساختن منافع ذی‎نفعان و پرهیز از مقابل هم قرار دادن آن‎ها و ایجاد تضاد منافع، به یک هم‎افزایی دست یابند. چنان‎چه بخواهیم اعتمادآفرینی کنیم، نخستین کاری که باید انجام دهیم این است که منافع ذی‎نفعان را روشن و هم‎راستا کنیم و اثبات کنیم که قصد ما بیشینه ساختن عادلانه این منافع برای کلیه‎ی طرفین است.
ادامه این یادداشت را فردا بخوانید.


 http://dargi.ir/index.php

سبز باشید

1 دیدگاه :

  • استوارسوم علی حق گو :

    دیروز, ۱۰:۳۴

    جناب آقای درگی، با سپاس از مقاله خوبتان.
    حق پیش ...
    پاسخ به استوارسوم علی حق گو
    پاسخ: حق گوش عزیز سلام.امیدوارم همواره عالم عامل عاشق باشید

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد